



یادی از "خورشید هفت تپه" حاجی شیرسوار+ تصاویر
جعفر در بزن بزن کم نمی آورد و عصبانی که می شد، هيچ کس جلودارش نبود. هر چند جعفر از ابتدای نوجوانی تا موقع متحول شدن، زياد مقيّد به اعتقادات مذهبی نبود، امّا به آداب مردی و مردانگی سخت پايبند بود. هيچ کس تُوی محله اش، جرأت متلک پرانی و جلف بازی را نداشت. تعصب و غيرتش اجازه نمی داد آرام بنشيند و در مقابل جسارت به نواميس مردم بی خيال باشد.
درشب ورود شهدای گمنام در قائمشهر چه گذشت؟!
این سه ساله به همراه پدر ، مادر و مادربزرگش اومد تا از این پنج شهید گمنام سراغ بابابزرگی رو بگیره که 24 سال پیش در سن 20 سالگی در کارخانه نمک شهر فاو، آسمانی شده.
فرمانده سپاه قائم شهر خبر داد:
شهر امام زمان(عج) میزبان«۵ شهید گمنام»

فرمانده سپاه قائم شهر گفت: روز شهادت حضرت رقیه(س) ، «قائم شهر» شهر شهیدان و سرداران نامی لشکر ویژه ۲۵ کربلا و شهر مزین به نام امام عصر(عج)، میزبان ۵ شهید گمنام دفاع مقدس است.
سرهنگ پاسدار علی رمضانی شهیدان گمنام را شمیم دلنواز الهی دانست و اظهار داشت: در این شرایط سخت و غبار آلود وجود شهیدان غبار دل ها را می زداید و دل هایمان را با فضای معنوی دوران دفاع مقدس گره می زند.
وی ضمن قدردانی از سردار سید محمد باقرزاده فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستاد نیروهای مسلح ، افزود: از سال ۱۳۷۸ تا کنون منتظر بودیم تا حسینیه عاشقان ثارالله شهرمان را مزین با تدفین شهدای غریب و مظلوم گمنام نمائیم که این انتظار با خبر خوش اختصاص ۵ شهید گمنام به این مکان مقدس به پایان رسید.
سرهنگ رمضانی در ادامه افزود: مکان حسینیه عاشقان ثارالله زمانی محل اعزام رزمندگان در دوران دفاع مقدس بود و تدفین شهدای گمنام در این مکان معنوی همه ی اذهان را به آن دوران سراسر حماسی معطوف می سازد.
رمضانی ضمن برکات تدفین شهدا در این مکان مقدس، تصریح کرد: حسینیه عاشقان ثارالله بزرگترین حسینیه شهرستان قائمشهر با وسعتی زیاد می باشد که در مرکز شهر واقع شده و عموم مؤمنین در ایام و مناسبت های مختلف مذهبی برای کسب فیوضات الهی به این حسینیه مراجعه می کنند.
وی خاطرنشان کرد: با تدفین شهدای گمنام در حسینیه عاشقان ثارالله ، این مکان در آینده ای نزدیک ، یکی از بزرگترین مراکز فرهنگی استان مازندران خواهد شد.
وی در پایان گفت: روز چهارشنبه ۹۱/۹/۲۹ که مصادف با روز شهادت دردانه اباعبدالله(ع) ، حضرت رقیه(س) است ، پیکرهای مطهر شهدای گمنام با حضور مردم شهید پرور و ولایتمدار شهرستان قائم شهر تشییع خواهد شد و همچنین شب قبل «سه شنبه شب» مراسم ویژه ای تحت عنوان شب وداع با شهدای گمنام در حسینیه عاشقان ثارالله نیز برگزار می شود.
عملیات خیبر – شهید حاج ابراهیم همت(به روایت سعید مهتدی)
عمده نیرو های رزمنده لشکر ۲۷ محمد رسول الله (ص) طی عملیات خیبر، در محور ” طلائیه ” مستقر شده بودند. از رده های بالا ، دستور دادند یکی دو گردان لشکر ۲۷ را به جزیره جنوبی مجنون بفرستیم. چند روز بعد از اینکه گردان های ” مالک اشتر “ و ” حبیب بن مظاهر ” به جزیره جنوبی اعزام شدند، قرار شد برای بررسی موقعیت نیروها، در معیت ” حاج همت “، فرمانده لشکر ۲۷، برویم آنجا. با رسیدن به جزیره جنوبی، ابتدا رفتیم پیش بچه های دو گردان مالک و حبیب.
بچه بسیجی ها به محض مشاهده حاجی، از خوشحالی کم مانده بود بال در آورند. فوج فوج به سمت او هجوم بردند و دست و صورتش را میبوسیدند. با هزار مکافات توانستیم آنها را کمی آرام کنیم تا حاجی بتواند برایشان صحبت کند. حاج همت مثل همیشه با آن شور و دلربایی اش قدری برای بسیجی ها حرف زد، از دستاورد های عملیات گفت و اینکه چرا بایستی بچه ها سختی ها را تحمل کنند. خیلی مختصر و مفید آنها را توجیه کرد. با کلماتی که فقط مختص خودش بود و خوب میدانست چطور و در کدام لحظه میتواند با گفتن شان، حساس ترین تار شعور و عواطف رزمنده ها را مرتعش کند و آن ها را به هیجان بیاورد.
با یک لحن محکم و پر صلابت گفت:
” برادران رزمنده، بسیجیان با ایمان! درود به این چهره های غبار گرفتهتان، درود به اراده و شرف شما دریادلان، جنگ سخت است، سختی دارد، شهادت دارد، زخمی شدن و قطعی دست و پا دارد، اسیر شدن دارد، مفقودالاثر شدن دارد، اینها را همه ما میدانیم. اما ای عزیزان؛ ما نباید گول ظاهر این چیز ها را بخوریم، نبایستی فراموش کنیم با چه هدفی توی این راه قدم گذاشه ایم. ما برای جهاد در راه خدا و اطاعت از اوامر امام مان به جبهه آمدیم. تا وقتی نیتمان خالص باشد، هر قدمی که در این راه برداریم، اجر این قدم در پیش خدا محفوظ میماند. امام عزیزمان دستور داده اند جزایر را بایستی حفظ کنیم. ما دیگر چاره ای نداریم، مگر اینکه به یکی از این دو شق تن بدهیم ؛ یا اینکه از خودمان ضعف نشان بدهیم، پرچم سفید ذلت و تسلیم به دست بگیریم و کاری کنیم که حرف اماممان بر زمین بماند، و یا اینکه تا آخرین نفس، مردانه بمانیم و بجنگیم و شهید بشویم و با عزت از این امتحان سخت بیرون بیاییم. حالا، بسیجی ها! شما به من بگویید، چه کنیم؟ تسلیم شویم یا تا آخرین نفس بجنگیم؟!”
خدا گواه است تا حرف همت به اینجا رسید، بسیجی ها شیون کنان فریاد زدند : ” میجنگیم، میمیریم، سازش نمیپذیریم “!......
